نوین تصویر
منوی وبلاگ

معرفی فیلمهای منتخب هفته
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
نوین تصویر
موسیقی و فیلم
هدیه عشق
لانگ شات
سینماتوگراف
سینمای حرفه ای جهان
رستاخیز خیال
رسم پروانگی
بوم سفید
مبانی سواد بصری
خط مشی بنام سینما
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
فیلمهای منتخب هفته
اخبار سینمایی هفته
شماره جدید ماهنامه سینمایی فیلم
پیوندها
آمده ام با عطش سالها...
تازه های سینما
سینما 7
سینما زندگی است
سینما ، سینماست
سینمای حرفه ای
یک تئاتری فعلا روزنامه نگار
گل سرخ
بازنگار
هدیه تهرانی
سینما روز
در ستایش سینما
نگاه شخصي من
سلام سینما
كات
تئاتر نان و ديگر هيچ
آل پاچينو بازيگري 20
سیماچه تماشا
سیب نقره ای
سلام سینما
نشان افنخار
استودیو قرمز
فیلم
seven
خرید و فروش و نقد فیلم
بی خوابی
نگاتیوهای سپید
فروشگاه DVD اصفهان
سینمای حرفه ای جهان
نو نما
زنده رود
فروش فیلم
تاریخ و سیاست در سینما
مباحثه و میزگرد سینمایی
حمید بهادری
روزی روزگاری سینما
سریالهای تلویزیونی
عشق به سینما
سینمای حرفه ای جهان
واژگون
دایره المعارف اینترنتی
فیلم
فقط هدیه تهرانی
فیلمهای روز جهان
مجله سینما و تلویزیون
خیلی دور خیلی نزدیک
بهترین فیلمهای سینما
خبرگزاری سینمایی پرشین استار
مژده غضنفری
سینما اقتباس
سکانس
دانلود آنونس و فیلم سینمایی
چند ضلعی منتظم
قالب بلگفا
طراح قالب

فیلم سینمایی "بیگناهان" به کارگردانی جک کلیتن یکشنبه 30 تیرماه در قالب برنامه سینما اقتباس از شبکه چهار پخش میشودفیلم ترسناک "بیگناهان" را جک کلیتن سال 1961 به مدت 100 دقیقه با نقشآفرینی دبورا کار، مایکل ردگریو، پیتر وینگارد، مگز جنکینز، پلاما فرانکلین و مارتین استیونز جلو دوربین برد. فیلمنامه این اثر سیاه و سفید را ویلیام آرچیبالد، ترومن کاپوتی و جان مورتیمر بر مبنای رمانی نوشته هنری جیمز نوشتند.در خلاصه داستان "بیگناهان" آمده است: انگلستان، اواخر قرن نوزدهم. مالک خانهای اربابی و بزرگ دوشیزه گیدنز را استخدام میکند تا معلم سرخانه برادرزادههایش مایلز و فلورا شود. این دو کودک ابتدا معصوم به نظر میرسند، اما گیدنز آرام آرام متوجه میشود وقایعی مرموز در خانه رخ میدهد و احتمالاً کودکان به تسخیر ارواح دو عاشق مرده درآمدهاند...سازندگان این فیلم برای ایجاد هراس به جای استفاده از صحنههای تکاندهنده و پر از خون و خونریزی از تمهیدات دیگر همچون نورپردازی و موسیقی استفاده میکنند. این فیلم در دو رشته بهترین فیلم و بهترین فیلم بریتانیایی نامزد دریافت جوایز بفتا شد.فیلمنامهنویسان "بیگناهان" سال 1962 برای فیلم برنده جایزه ادگار بهترین فیلمنامه سینمایی شدند. جک کلیتن (1921 ـ 1995) بریتانیایی و تخصص او اقتباس سینمایی از آثار ادبی بود. او سال 1960 برای "اتاقی در طبقه بالا" نامزد اسکار کارگردانی شد.

نوشته شده توسط بهروز در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 13:54 | لینک ثابت |
نامه رضا کیانیان به خسرو شکیبایی
سلام خسرو جان
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!
دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي!
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي.
من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.
بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.
يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما.
ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور.
پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته.
من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني.
دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.
البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.
ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.
ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه.
ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.
به اميد ديدار»
رضا كيانيان
نوشته شده توسط بهروز در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 9:35 | لینک ثابت |
خسرو شکیبایی، بازیگر سینمای ایران درگذشت

زنده یاد خسرو شکیبایی
خسرو شکيبايی، بازيگر سرشناس سينما، تئاتر و تلويزيون ايران، که با فیلم «هامون» به شهرت رسید صبح روز جمعه ۲۸ تيرماه در سن ۶۴ سالگی درگذشت. شکيبايی به علت ايست قلبی در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.وی از مدتی پيش به دليل ابتلا به بيماری مزمن ديابت در وضعيت جسمی مساعدی به سر نمي برد. انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايی ايران از شکيبايی، که در بیش از ۴۰ فیلم سینمایی ایفای نقش کرده بود، به عنوان يکی از بازيگران برتر ۳۰ سال اخير تجليل کرد.او در سال ۱۳۲۳ در تهران بدنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگری در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران به پايان برد.در سال ۱۳۶۱ با بازی در نقش کوتاهی در فيلم «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کيميايی، به سينما آمد. خسرو شکیبایی تا سال ۱۳۶۸ در نقش هايی کم رنگ تر ظاهر شد، از جمله در فيلم های «دزد و نويسنده»، «ترن» و «رابطه» ظاهر شد.اما با بازی در فيلم هامون (داريوش مهرجويی، ۱۳۶۸) نام خسرو شکيبايی سر زبان ها افتاد. او برای بازی در این فيلم از هشتمين جشنواره فيلم فجر، سيمرغ بلورين دريافت کرد و تحسين منتقدان و مردم را بر انگيخت.منتقدین سینمایی می گویند که خسرو شکيبايی از سال ۱۳۶۸ به بعد، ديگر نتوانست از جلد حميد هامون بيرون بيايد و حميد هامون را در انواع نقش ها و تيپ های مختلف تکرار کرد. اما توانايی های انکار ناپذيرش را در چند فيلم به معرض نمايش گذاشت.بازی تاثيرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فيلم کيميا (احمدرضا درويش، ۱۳۷۳) و بازی متفاوت او در فيلم کاغذ بی خط (ناصر تقوايی، ۱۳۸۰) از جمله اين موارد است.او يک بار ديگر نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در سيزدهمين دوره جشنواره فجر دريافت کرد.وی سه بار نيز به خاطر فيلم های «يکبار برای هميشه»، «سايه به سايه» و «کاغذ بی خط» کانديدای دريافت اين جايزه شد.خسرو شکيبايی در تلويزيون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلويزيونی «روزی روزگاری»، «خانه سبز»، «کاکتوس»، «تفنگ سر پر».او آخرين جايزه اش را از ششمين جشن ماهنامه دنيای تصوير برای بازی در فيلم «کاغذ بی خط» دريافت کرد. یادش گرامی باد.....
نوشته شده توسط بهروز در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 12:36 | لینک ثابت |

